دوی سرعت در مسیر هوش مصنوعی؛ اقتصاد جهانی در آستانه هوشمندسازی

اکوایران: هوش مصنوعی، ساکت و بیصدا، در حال تغییر چهره اقتصاد دنیاست. دیگر فقط بحث از چتباتها یا ابزارهای ترجمه نیست؛ این فناوری دیگر حالا وارد قلب تولید، فروش و حتی سیاستگذاری شده است. اما موضوع اصلی این است که همه کشورها به یک اندازه از این فرصت بهرهمند نشدهاند و این رویه می تواند شکاف عمیقی در آینده اقتصادی دنیا ایجاد کند.
دنیای امروز وارد مرحلهای تازه شده؛ مرحلهای که در آن ماشینها فقط دستور نمیگیرند، بلکه رفتار های انسانی نیز دارند. هوش مصنوعی دیگر محدود به فیلمها یا آزمایشگاهها نیست، بلکه وارد زندگی واقعی ما شده؛ از گوشی و جستوجو گرفته تا مدرسه، بیمارستان ها و یا حتی محل کار.
با ظهور ابزارهایی مثل ChatGPT و Gemini، شیوهی کار و تصمیمگیری در شرکتها تغییر کرده است. بسیاری از کارهایی که تا دیروز ساعتها زمان میبرد، حالا در چند ثانیه انجام میشود. این فناوری نهتنها زندگی روزمره را آسانتر کرده، بلکه در حال تغییر چهرهی اقتصاد جهانی است. بر عقیده بسیاری از کارشناسان، استفاده روزافزون از هوش مصنوعی میتواند اثر مثبتی در بهره وری بنگاهها داشته باشد و در طی زمان این اثر در کل اقتصاد نیز منعکس خواهد شد.
اما پرسش مهمی پیش روی ماست:
کدام کشورها زودتر به سراغ این فناوری رفتهاند و از آن سود بردهاند؟ و چه آینده ای در انتظار این فناوری نوظهور است؟
نقشه جهانی پذیرش هوش مصنوعی چه می گوید؟
پذیرش هوش مصنوعی در جهان چهرهای نامتوازن دارد. در حالیکه در برخی کشورها استفاده از ابزارهای هوشمند به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده، در بخش دیگری از جهان هنوز در آغاز راه هستیم.
بر اساس یک نظرسنجی جهانی که گوگل و موسسه Ipsos در میان ۲۱ کشور انجام دادهاند، حدود ۴۸ درصد از مردم اعلام کردهاند که از نوعی از فناوری هوش مصنوعی در زندگی روزمره خود استفاده میکنند. در ایالات متحده نیز، طبق گزارش های متعدد بیش از نیمی از بزرگسالان (حدود ۵۰ درصد) گفتهاند که از ابزارهایی مانند ChatGPT، Gemini و Copilot استفاده کردهاند.
در شرق آسیا نیز، بهویژه در چین، میزان استفاده از هوش مصنوعی به سطحی بسیار بالاتری دست پیدا کرده است؛ گزارشها نشان میدهد، بیش از ۸۰ درصد از کاربران در این کشور بهنوعی از فناوریهای مولد یا کاربردی AI بهره میبرند. در مقابل، در کشورهای اروپایی مانند بریتانیا، فرانسه و آلمان، استفاده از این فناوریها پایینتر و در حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد گزارش شده است. این تفاوتها به روشنی نشان میدهد که کشورهای آسیایی، بهویژه شرق قاره، با سرعت بیشتری در حال ورود به عصر هوش مصنوعی هستند. اما اگر سری به منطقه خاورمیانه بزنیم متوجه خواهیم شد، در منطقه منا نیز این توزیع نامتوازن استفاده از هوش مصنوعی وجود دارد به طوری که کشور هایی همچون امارات متحده عربی جز کشورهایی است که ساکنینش بیشترین استفاده را از هوش مصنوعی میکنند در بین جهانیان دارد. اما کشور هایی نیز در این منطقه هستند که با وجود قرارگیری در مسیر توسعه همچون ایران، در حال حاضر با استفاده از هوش مصنوعی با شکاف عظیمی نبست به باقی کشور ها غریبه بوده و حرفی برای گفتن ندارند.
علت این شکاف عمیق فقط در فناوری خلاصه نمیشود؛ ساختار اقتصادی کشورها هم نقش مهمی دارد. در چین، کره جنوبی و ژاپن، استفاده از هوش مصنوعی در تولید، خدمات شهری و تجارت آنلاین رواج بیشتری دارد، در حالیکه در آمریکا تمرکز بر نرمافزار، تحلیل داده و بازارهای مالی است. اروپا مسیر متفاوتی را برگزیده و تمرکز خود را بر قانونگذاری، آموزش و استفاده اخلاقی از هوش مصنوعی گذاشته است. همانطور که پیشتر به آن اشاره شد، در بخشهایی کثیری از آفریقا و خاورمیانه نیز، به دلیل محدودیت در زیرساخت دیجیتال، میزان استفاده هنوز پایین و در حد کمتر از یکپنجم جمعیت است.
در مجموع، نقشه جهانی نشان میدهد هرچه زیرساخت اقتصادی و دیجیتال قویتر باشد، حضور هوش مصنوعی در زندگی مردم هم گستردهتر است. این یعنی فاصله دیجیتال بین کشورها در حال افزایش است و برندگان آیندهی اقتصاد جهانی، همان کشورهایی هستند که زودتر به قطار هوش مصنوعی سوار شدهاند.
پرچم هوش مصنوعی در کدام زمینه ها برافراشته شده است؟
هوش مصنوعی بیش از هر زمان دیگری در حال ورود به صنایع مختلف است، اما برخی حوزهها زودتر از بقیه این فناوری را به کار گرفتهاند. مهمترین آنها بخشهایی هستند که با دادههای زیاد، تصمیمگیریهای لحظهای یا ارتباط مستقیم با مشتری سر و کار دارند.
در صدر این فهرست، فروش، بازاریابی و خدمات مشتری قرار دارد. طبق گزارش McKinsey، بیشترین استفاده از AI در شرکتها به این بخشها مربوط میشود. از تحلیل رفتار مشتری گرفته تا ارسال پیشنهادهای شخصیسازیشده و پاسخگویی خودکار، هوش مصنوعی به شرکتها کمک میکند سریعتر، دقیقتر و مؤثرتر با مخاطبان خود ارتباط بگیرند Deloitte هم تأیید میکند که شرکتها بیشترین سرمایهگذاری را در همین حوزهها انجام میدهند، چون بازده اقتصادی بالاتری دارند.
دومین حوزهی پیشرو، فناوری اطلاعات، رسانه و ارتباطات است. طبق گزارش OECD، این بخشها نهتنها مصرفکننده اصلی AI هستند، بلکه در توسعه خود فناوری نیز نقش دارند. ابزارهای تولید محتوای خودکار، تحلیل دادههای بزرگ و توسعه مدلهای زبانی مثل ChatGPT یا Gemini، همگی از همین فضاها بیرون آمدهاند. حضور هوش مصنوعی در این حوزه، هم در سطح مصرف و هم در سطح نوآوری بسیار پررنگ است.
در صنعت مالی و بانکداری نیز هوش مصنوعی جایگاه قابل توجهی پیدا کرده است. طبق گزارش Vena Solutions، حدود ۵۷٪ از تیمهای مالی در جهان بخشی از کارهای خود را با کمک AI انجام میدهند؛ از بررسی صورتهای مالی و تحلیل ریسک گرفته تا شناسایی تقلب در صورت های مالی بررسی شده.
Reuters هم گزارش داده که هوش مصنوعی باعث افزایش بهرهوری و کاهش خطا در مؤسسات مالی شده و همین موضوع باعث رشد سریع استفاده از آن در بانکها و شرکتهای بیمه شده است.
در بخش تولید، هرچند سرعت پذیرش AI کندتر بوده، اما روند رو به رشدی دارد. استفاده از هوش مصنوعی برای کنترل کیفیت، نگهداری پیشبینیشده و بهینهسازی زنجیره تأمین در حال گسترش است. برای مثال، در آلمان، استفاده از هوش مصنوعی در شرکتهای تولیدی از حدود ۶ درصد در سال ۲۰۲۰ به حدود ۱۳.۳ درصد در سال ۲۰۲۳ رسیده؛ یعنی در عرض سه سال، بیش از دو برابر شده است.
آینده هوش مصنوعی به کدام سو خواهد رفت؟
هوش مصنوعی دیگر یک گزینه انتخابی نیست، بلکه به بخش جداییناپذیر اقتصاد جهانی تبدیل شده است. در حالیکه کشورهایی مانند چین، آمریکا و امارات با سرعت در حال بهرهبرداری از این فرصتاند، بسیاری از کشورها هنوز با شکاف دیجیتال و ضعف زیرساختها دستوپنجه نرم میکنند. در سطح صنایع، AI در بخشهایی مثل بازاریابی، مالی و فناوری اطلاعات بیشترین کاربرد را پیدا کرده، اما حوزههایی مثل آموزش، کشاورزی و تولید صنعتی هنوز در مراحل اولیه هستند.
مسیر پیشرو روشن است: آیندهی اقتصاد با هوش مصنوعی گره خورده؛ اما سؤال اصلی این است که آیا سیاستگذاران در کشورمان فکری برای قطار تحولی که در حال حاضر در مسیر هوش مصنوعی پیش میرود، کردهاند؟
به نقل از : اقتصاد خبر
منبع: اکو ایران



