آتش در نعلبندان؛ آثار تاریخی گرگان در شعلهها سوختند / حریق یک بازار تاریخی یا حذف یک مانع برای ساختوساز؟/ علت این شعله ها باید مورد بررسی دقیق قضایی قرار گیرد

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، آتشسوزی شب گذشته در محدوده میدان شهرداری گرگان را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک حادثه شهری و آتشگرفتن چند واحد تجاری خلاصه کرد. محل حادثه در قلب بافت تاریخی گرگان و در محدوده نعلبندان قرار دارد؛ محدودهای که ارزش تاریخی آن فقط به چند بنای منفرد محدود نمیشود، بلکه بخشی از حافظه کالبدی و تاریخی شهر گرگان را در خود جای داده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، چند مغازه در اطراف میدان شهرداری گرگان دچار حریق شدند و عملیات اطفای آتش انجام شده است. همزمان، رئیسکل دادگستری گلستان نیز از حضور دستگاههای امدادی و مرتبط در پی این حادثه خبر داده است.
اما پرسش مهمتر از «آتش چگونه خاموش شد؟» این است که «آتش چگونه آغاز شد و چه چیزی در این حریق از بین رفت؟»
بازار نعلبندان در محدوده بافت تاریخی گرگان قرار دارد؛ بافتی که طبق منابع موجود، حدود ۱۶۲ هکتار وسعت دارد و محلههای نعلبندان، سبزهمشهد و سبزهمیدان را دربرمیگیرد. قدمت بازار نعلبندان نیز بر اساس اسناد و منابع تاریخی به دستکم قرن چهارم هجری و سال ۳۷۵ هجری قمری بازمیگردد.
این یعنی موضوع فقط سوختن چند مغازه نیست؛ موضوع، احتمال از بین رفتن بخشی از یک ساختار تاریخی است که ارزش آن در پیوند میان بازار، گذرها، راستهها و بناهای پیرامونی معنا پیدا میکند.
مسئلهای فراتر از یک حریق
اکنون اظهاراتی از سوی برخی اهالی درباره احتمال عمدی بودن آتشسوزی مطرح شده است. این ادعا، تا زمانی که نتیجه کارشناسی و تحقیقات قضایی منتشر نشده، قابل انتساب قطعی به هیچ شخص یا مجموعهای نیست؛ اما دقیقاً به همین دلیل باید با حساسیت بیشتری بررسی شود.
اگر واقعاً پیش از این، برای ساخت یک مجموعه تجاری در این محدوده طرح یا تقاضایی مطرح بوده و حفظ عناصر تاریخی منطقه یکی از شروط یا ملاحظات میراث فرهنگی بوده است، آنگاه دستگاههای مسئول باید یک پرسش مشخص را نیز در کنار علت فنی حریق بررسی کنند:
آیا تخریب یا از بین رفتن عناصر تاریخی میتوانسته برای هر شخص یا گروهی منفعت اقتصادی، حقوقی یا ساختمانی ایجاد کند؟
این پرسش، اتهام نیست؛ یک محور تحقیقاتی است.
در پروندهای با چنین مختصاتی، بررسی صرفاً کارشناسی درباره منشأ حریق ــ مثلاً اتصال برق، مواد قابل اشتعال یا خطای انسانی ــ کافی نیست. در صورت وجود قرائن، باید زنجیره کامل پیش از حادثه نیز بررسی شود: وضعیت مالکیت و تصرف، پروندههای ساختمانی، درخواستهای تغییر کاربری، مجوزها، مکاتبات با شهرداری و میراث فرهنگی، طرحهای توسعه، منافع احتمالی ناشی از تخریب و همچنین سوابق اختلافات مرتبط با محدوده حادثه.
قانون درباره تخریب میراث فرهنگی چه میگوید؟
اهمیت موضوع از منظر حقوقی نیز روشن است. قانون مجازات اسلامی در فصل مربوط به «تخریب اموال تاریخی، فرهنگی» برای وارد کردن خرابی به ابنیه، اماکن، محوطهها و مجموعههای فرهنگی ـ تاریخی ثبتشده در فهرست آثار ملی، علاوه بر جبران خسارت، مجازات حبس یک تا ۱۰ سال پیشبینی کرده است.
همچنین ماده ۵۶۰ قانون مجازات اسلامی، انجام عملیات در حریم آثار فرهنگی ـ تاریخی بدون مجوز یا برخلاف ضوابط مصوب را، در صورتی که موجب تزلزل یا آسیب به آثار شود، جرم دانسته و برای آن مجازات تعیین کرده است.
از سوی دیگر، قانون حمایت از مرمت و احیای بافتهای تاریخی ـ فرهنگی مصوب ۱۳۹۸، اساساً حفاظت از ارزشهای مادی و تاریخی این بافتها را مورد تأکید قرار داده و دستگاههای متولی را مکلف به تهیه و اجرای چارچوبهای حفاظت و احیای این محدودهها کرده است.
بنابراین اگر در جریان این آتشسوزی، عناصر واجد ارزش تاریخی تخریب شده باشند، موضوع فقط خسارت به اموال خصوصی نیست؛ بسته به وضعیت ثبتی و حقوقی عناصر آسیبدیده، میتواند واجد ابعاد کیفری و میراثی نیز باشد.
حالا نوبت کارشناسی دقیق است
در چنین شرایطی، مهمترین اقدام این است که محل حادثه پیش از هرگونه پاکسازی، تخریب، جابهجایی یا بازسازی، بهطور کامل مستندسازی و صحنه توسط کارشناسان بررسی شود.
دوربینهای مداربسته محدوده، تصاویر تلفنهای همراه، زمان دقیق شروع حریق، محل اولیه آتش، مسیر گسترش شعله، آثار باقیمانده از مواد قابل اشتعال، وضعیت شبکه برق، سوابق تعمیرات، گزارشهای آتشنشانی و تمام اسناد مربوط به طرحهای ساختمانی و تجاری محدوده باید بررسی شود.
حتی مهمتر از آن، باید مشخص شود چه بخشهایی از بناها و عناصر تاریخی پیش از آتشسوزی وجود داشته و دقیقاً چه میزان از آنها در حریق از بین رفته است.
این مستندسازی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا اگر بعدها مشخص شود حریق منشأ عمدی داشته، میزان و ماهیت خسارت واردشده به میراث تاریخی میتواند در تعیین عنوان اتهامی و میزان مسئولیت مرتکبان مؤثر باشد.
یک سؤال جدی از میراث فرهنگی و شهرداری
اگر در این محدوده پیش از حادثه، پرونده یا تقاضایی برای احداث پاساژ یا مجموعه تجاری وجود داشته، افکار عمومی حق دارد بداند:
این درخواست دقیقاً چه زمانی مطرح شده بود؟
متقاضی چه کسی یا چه اشخاصی بودند؟
مالکیت عرصه و اعیان در چه وضعیتی قرار داشت؟
میراث فرهنگی چه نظری درباره ساختوساز داده بود؟
آیا مجوز یا موافقتی صادر شده بود؟
چه قسمتهایی از بنا یا بافت تاریخی باید حفظ میشد؟
و مهمتر از همه، آیا پس از آتشسوزی، امکان اجرای همان طرح ساختمانی بدون محدودیتهای قبلی بیشتر خواهد شد یا نه؟
پاسخ به این پرسشها به معنای متهم کردن هیچکس نیست؛ بلکه بخشی از شفافسازی درباره حادثهای است که در نقطهای با ارزش تاریخی رخ داده است.
اگر هیچ ارتباطی میان حریق و منافع ساختمانی وجود نداشته باشد، نتیجه تحقیقات میتواند این فرضیه را کنار بگذارد. اما اگر قرائنی وجود داشته باشد، نادیده گرفتن این مسیر تحقیقاتی میتواند یک خطای جدی باشد.
نعلبندان نباید بعد از آتش، «فرصت ساختوساز» شود
بافت تاریخی را نمیتوان به مجموعهای از دیوارهای فرسوده و مغازههای قدیمی تقلیل داد که با از بین رفتن آنها، زمین آزاد برای توسعه شهری ایجاد شود.
قانون حمایت از مرمت و احیای بافتهای تاریخی ـ فرهنگی، حفاظت را پاسداری از ارزشهای مادی و تاریخی تعریف کرده و حتی نظام فنی و اجرایی مصوب سال ۱۴۰۳ نیز بر حفظ اصالت و یکپارچگی بناها و بافتهای تاریخی تأکید دارد.
به همین دلیل، اکنون یک مطالبه روشن وجود دارد:
علت حریق باید بهصورت فنی، مستقل و قابل راستیآزمایی مشخص شود و همزمان، هرگونه رابطه احتمالی میان حادثه و منافع ناشی از تغییر وضعیت این محدوده نیز بررسی شود.
نعلبندان پیش از آنکه یک قطعه زمین برای ساختوساز باشد، بخشی از تاریخ استرآباد و گرگان است. اگر آتش بهدلیل حادثه سوخته باشد، باید علت آن روشن شود؛ و اگر تحقیقات قضایی روزی به این نتیجه برسد که پای عامدانهبودن در میان بوده، باید مشخص شود چه کسی، با چه انگیزهای و برای رسیدن به چه منفعتی، بخشی از میراث تاریخی شهر را به آتش کشیده است.
در هر دو حالت، پرونده نباید با خاموش شدن شعلهها بسته شود. اتفاقاً تحقیق واقعی از همان لحظه آغاز میشود.
به نقل از : اقتصاد خبر
منبع: رکنا


